log

وبلاگ اشعار کامل شاعران
اولین و بزرگترین وبلاگ دربرگیرنده اشعار کامل شاعران پارسی زبان

لیست شاعران معاصر اشعار سایر شاعران لیست شاعران کهن

مربوط به موضوع : متفرقه از دنيای ادبيات                                                                                                                 جهت دانلود پست موردنظر کلیک کنید-حجم تقریبی پست 800 کیلوبایت می باشد

قیصر امین پور

قیصر امین پور در میان همه اشعارش شعری دارد که می‌توان آن را بی بدیل در جامعه هنری دانست چرا که شاید بتوان گفت تنها شاعری که توانست به زیبایی شعری بسراید که هم حال و هوای اول مهر را داشته باشد و هم یادآور حماسه عاشورا و دفاع مقدس باشد قیصر است. شعری که حتی اگر آن را هزاران بار هم بخوانی باز روز اول مهر تنها شعری که در ذهنت تداعی می‌شود و ناخودآگاه زمزمه می‌کنی این است:

باز هم اول مهر آمده بود

و معلم آرام

اسم ها را می خواند.

اصغر پورحسین!

پاسخ آمد: حاضر.

قاسم هاشمیان!

پاسخ آمد: حاضر.

اکبر لیلا زاد...

پاسخش را کسی از جمع نداد.

بار دیگر هم خواند:

اکبر لیلازاد!

پاسخش را کسی از جمع نداد

همه ساکت بودیم

جای او اینجا بود

اینک اما، تنها

یک سبد لاله ی سرخ

در کنار ما بود

لحظه ای بود، معلم سبد گل را دید

شانه هایش لرزید

همه ساکت بودیم

ناگهان در دل خود زمزمه ای حس کردیم

گل فریاد شکفت!

همه پاسخ دادیم:

حاضر، ما همه اکبر لیلا زادیم


برچسب‌ها: قیصر امین پور, شعر مدرسه, شعر اول مهر
[ دوشنبه 1393/06/31 ] [ 11:47 ] [ محمد مرفه ]
مربوط به موضوع : متفرقه از دنيای ادبيات                                                                                                                 جهت دانلود پست موردنظر کلیک کنید-حجم تقریبی پست 800 کیلوبایت می باشد

27 شهریور در تقویم ما مصادف است با روز شعر و ادب. این روز را به مناسبت سالروز درگذشت استاد شهریار چنین نام نهاده‌اند. هر سال در چنین روزی برنامه‌هایی برگزار می‌شود و از شاعران می‌گویند و از استاد شهریار تجلیل می‌شود،

اما چندی سوالی ذهن ما را قلقلک می‌داد که اگر روز شعر و ادب در تقویم ما نبود چه اتفاقی می‌افتاد؟ به سراغ چند نفر از شاعران رفتیم و از آنها این سوال را پرسیدیم. عده‌ای جواب دادند و عده‌ای هم گفتند بعدا جواب می‌دهند که بعدا هم جواب ندادند! اما آنهایی که به این سوال جواب دادند پاسخ مشابهی داشتند و آن اینکه اگر روز شعر و ادب در تقویم ما نبود کلا هیچ اتفاق خاصی نمی‌افتاد! شاعران به ما گفتند که خیلی خوب است که بالاخره شاعران در میان این همه روز سال یک روز را به اسم خودشان دارند، اما سابقه تجلیل از این روز چندان درخشان نیست و جز برگزاری چند کنگره و بازتاب آن در مطبوعات چیزی به آنها نمی‌رسد. یعنی کل قضیه بیشتر شعار و تبلیغ است تا مفهوم و محتوا و چیزی عاید جامعه ادبی ما نمی‌شود. بعد خیلی‌ها آرزو کردند به جای اینکه از این تجلیل‌های یک روزه داشته باشیم، کاری انجام می‌شد که شعر و ادب واقعا وارد زندگی مردم می‌شد و توجه به شاعران و ادبیان واقعی تر.

از آنجا که دیدیم پاسخ‌ها تقریبا مشابه است و گله‌ها فراوان و شاید عده‌ای رویشان نشود اصل مطلب را مستقیم بگویند و شاید بیان مطالب برایشان در قالب شعر، آن هم شعر طنز راحت‌تر باشد، سراغ شعر شاعران رفتیم درباره روز شعر و ادب تا ببینیم آنها در شعرهایشان که مهم‌ترین و کاری‌ترین سلاحشان نیز هست، چه گفته‌اند درباره این روز. از سوی دیگر می‌خواستیم ببینیم اصلا شاعران اوضاع و احوال شعر و شاعری را چگونه وصف می‌کنند:

** روز شعر و ادب آمد، مشدی!

سعید سلیمان‌پور که این روزها شعر داغ و تازه از تنور درآمده‌ای درباره روز شعر و ادب دارد. او این شعر را خطاب به یک بقال مشدی و در وصف جیب خالی شاعر سروده است. سلیمان پور گله‌ای هم از شخص مسئول و لوح‌ها انباشته در خانه دارد که برایش نان نمی‌شوند. او چنین سروده است:

تا به دکّان تو بنهادم پای
طبع‌ من در طرب آمد، مشدی!
بهر تبریک به ما نسیه بده!
روز شعر و ادب آمد، مشدی!

ای تو فخر و شرفِ بقّالی!
چون بهشت است دکانِ عالی!
ای که توپی ز لحاظ مالی
شاعری دلشده ، جیبش خالی -

از برای طلب آمد،مشدی!
روز شعر و ادب آمد، مشدی!

دوش دیدم که سر کوی شما
شعر خواندم ز گل روی شما
از خَمِ سِبلَت و ابروی شما!
بعد بهر صله از سوی شما-

نیم کیلو رطب آمد، مشدی!
روز شعر و ادب آمد، مشدی!

لطف کن خواب مرا کن تعبیر
من نخواهم صله بهر تقدیر
نسیه ما را بده و سفته بگیر!
که ز فقر این دلِ رنجورِ حقیر -

سخت در تاب و تب آمد، مشدی!
روز شعر و ادب آمد، مشدی!

تا که اشعار مرا بشنفتی
گفتی: «احسنت عمو،گل گفتی!»
بحث نسیه چو رسید آشفتی
ذرّه‌ای کشک ندادی مفتی

از تو ما را عجب آمد، مشدی!
روز شعر و ادب آمد، مشدی!

شخص مسئول چه انگاشت مرا؟
حاصلی کو ز نکوداشت مرا؟
«لوح» در خانه بینباشت مرا!
کاش می‌داد کمی چاشت مرا!

غصّۀ نانِ شب آمد، مشدی!
روز شعر و ادب آمد، مشدی!

*در دیاری که پر است از شاعر گردن‌کلفت

امید مهدی نژاد هم شعری دارد که خیلی به کار روز شعر و ادب می‌آید هر چند حتی یک کلمه هم درباره شعر و ادب در این شعر چند نسخه‌ای وجود ندارد، اما هر عاقلی می‌فهمد که این شعر اندر احوالات شاعری بی‌پول است که او خطاب به یک قلدر پر زور که می‌خواهد از شاعر بیچاره پولی به زور بگیرد، سروده شده است:

آمدی جانم به قربانت، ولی این‌جا چرا
در محل کار ما را می‌کنی رسوا چرا

خوب من، محبوب من، گفتم همان پایین بمان
حرف من را کج شنیدی، آمدی بالا چرا

آمدی، در مقدمت شور قیامت شد به‌پا
می‌زنی در را، بزن، آخر ولی با پا چرا

گفتی این‌جا جای من بوده‌ست، من گفتم به چشم
با زبان خوش بگو پا می‌شوم، تیپا چرا

تا به اینجا محوری در شعر من موجود بود
یک‌ دو بیتی هم همین‌طوری بسازم با «چرا»:

با تو ام، بابای لیلا! عاشقان را درک کن
عاشق مجنون‌صفت را می‌کنی دعوا چرا

[نسخه بدل: با لگد مجنون ما را می‌کنی دعوا چرا

نسخه رامپور: متصل مجنون ما را می‌کنی دعوا چرا

نسخه کتابخانه مرکزی قزوین: ای ببم، مجنون ما را می‌کنی دعوا چرا

نسخه شمس‌العماره: داااشِ من، این مجنونو هی می‌کنی دعوا چرا

نسخه کابل (خروج از وزن دارد:) هو مردکه، ای مجنون را چرا دعوا می‌کنی

نسخه نیویورک (تازه‌یاب:) Oh Lily's father! Dont punish this crazy]

توی هر پس‌کوچه‌ای امروز ده استخر هست
ای جوانان عجم، دریا چرا؟ دریا چرا؟

و این شعر را دکتر محمدرضا ترکی این چنین ادامه داده است:

در دیاری که پر است از شاعر گردن‌کلفت
شهریارا، روز شعر فارسی حالا چرا

و محمدکاظم کاظمی هم شعر مهدی نژاد را گرفته و این گونه ادامه داده است:

در همین ایام «روز ملی شعر و ادب»
این چنین رفتارها با شهریار ما چرا

یک نفر می‌گفت روز ملی شعر و ادب
مال فردوسی نشد یا مال مولانا چرا

یا همان شاعر که روی سر در کاخ ملل
گفته در شعرش «بنی آدم همه اعضا...» چرا

یا همان رندی که در آغاز دیوان گفته است
«ایها الساقی ادر کأساً و ناولها» چرا

بنده اهل نوگرایی نیستم در هیچ وجه
ورنه می‌گفتم نشد سهراب یا نیما چرا

* هوای سکّه گرفتن اگر به سر داری/به جای شعر کمی هم شعار یاد‌ بگیر!

همچنین سعید سلیمان پور شعر بسیار طولانی در تربیت و تدریس شاعران نوپا و آموزش فوت و فن شاعری دارد که ما بخشی از این شعر را که آموزنده‌تر است و هزاران نکته باریکتر از مو در احوال شاعری دارد، می‌آوریم:

بکن به صحبت من گوش ، شاعر نوپا!
ز بنده فوت و فن بی‌شمار یاد بگیر!

ز وزن و قافیه آموختن چه سود تو را
برو خرید‌وفروش دلار یاد‌ بگیر!

وگر هنوز مُصرّی که شاعری بکنی
نهان بگویمت و آشکار یاد بگیر!

بیا طریق برنده شدن به کنگره را
ز شخصِ شاعرکِ ویژه‌خوار یاد بگیر!

چو طبع شعر تو شد باب طبع کنگره‌ها
طریقِ گفتنِ یک شاهکار یاد بگیر!

هوای سکّه گرفتن اگر به سر داری
به جای شعر کمی هم شعار یاد‌ بگیر!

نخست داور هر جشنواره را بشناس
چو طعمه گشت مشخص، شکار یاد بگیر!

بگرد گِردِ سرِ داور و به عشق رخش
بکوش و گردشِ پروانه‌وار یاد بگیر!

مجیزِ داور اگر گفتی و افاقه نکرد
اصول جنگ در این کارزار یاد بگیر!

به وقت چانه‌زنی سفت ‌و سخت لابی کن
فشار را ز گروه فشار یاد بگیر!

بالاختصار تو را گفتم از مبانی‌شعر(!)
تو نیز بشنو و بالاختصار یاد بگیر!

*شعر دیگر پدر نمی‌خواهد!

نسیم عرب امیری هم که خود شاعری طناز است، بسیار پایش را در کفش دیگر هم صنف‌هایش کرده و اشعاری در این وصف دارد. شعر اولی که از عرب امیری می‌آوریم شعری است در وصف اینکه شاعری چه چیزها که نمی‌خواهد و شعر دوم در وصف یک شاعر معلوم الحال است که متاسفانه با دود و بنگ زندگی می‌گذراند:

شاعری بال و پر نمی‌خواهد
شعر گفتن هنر نمی‌خواهد

بعد سی سال رنج، فردوسی
لوح تقدیر اگر نمی خواهد

بدهید ش به آدمی قانع
که از آن بیشتر نمی‌خواهد

شعر دوران ما نظر کرده است
شاعر از هر نظر نمی‌خواهد

چند وقت است حضرت خیام
کوزه از کوزه گر نمی‌خواهد

خواهر من فروغ سهم اش را
از حقوق بشر نمی‌خواهد

چاپ دیوان سوزنی دیگر
شرط و اما-اگر نمی‌خواهد

رودکی جان! بخواب ما هستیم
شعر دیگر پدر نمی‌خواهد!

*شاعری از دور دل می‌برد

و شعر دوم عرب امیری چنین است و او در این شعر هشدار داده است که شاعر تنها از دور دل می‌برد!

این شاعری که همدم خودکار و دفتر است
آوازهای خاطره انگیزی از بر است

با دود و بنگ و منقل و سیگار زنده است
شعرش پر از پیاله و ساقی و ساغر است

با چای داغ و قند فقط حال می کند
دنبال استکانِ قدیمی لب پر است

اشعار سوزناکش اگر گریه دار نیست
وضع معاش و زندگی اش خنده آوراست

در جشنواره ها پی تندیس افتخار
همواره رو به قبله دعا گوی داور است

در جمع شاعرانه دم از عشق می زند
در خانه خودش سخن از چیز دیگر است

اعصاب همسرش زده تب خال و خط خطی
از بس که غرق وصف خط و خال دلبر است

در وصف مادرش غزلی گفته بی نظیر
این سال ها که بی خبر از حال مادر است

این است شاعری که دل از دور می برد
آری، شنیدن دهل از دور خوش تر است!

ناصر فیض هم در این باب شعر بسیار مشهوری دارد که از انواع و اقسام راه‌های نان درآوردن را در روزگار ما سخن گفته است. از تن مرغ پر درآوردن تا نعل از پای خر در آوردن و بسیاری مشاغل آبرومند دیگر که همه شرف دارند به نان از هنر در آوردن:

نان به خون جگر درآوردن
از شعف بال و پر درآوردن

سالها توی مرغداری ها
از تن مرغ پر درآوردن

با صدای کلفت یک سی دی
را به نام قمر درآوردن

مثل یک خر به گل فرو رفتن
و ادای بشر درآوردن

سالها در کنار یک نجار
میخ از پشت در درآوردن

به شکم روی تخته خوابیدن
میخ کج را دمر درآوردن

مدتی هم کنار یک قناد
نخ و مو از شکر درآوردن

پیش یک نعلبند ناوارد
نعل از پای خر درآوردن

شهره بودن کنار یک جراح
به نخاع از کمر درآوردن

یا اگر از کمر نشد ناچار
از پس پشت سر درآوردن

با سبد آب تا حلب بُردن
پنبه از گوش کر درآوردن

به گدایی به روستا رفتن
چیزی از برزگر درآوردن

چون گدایان شهر سامرا
خرج از رهگذر درآوردن

بعد یک عمر جنگ و خونریزی
از نفر بر نفر درآوردن

تن سپردن به خفت و خواری
پول با دردسر درآوردن

نان خود با تحر‌ّک موزون
از طریق کمر درآوردن

یا به محض عبور یک خودرو
از چراغ خطر درآوردن

هندوانه فروختن با شرط
هی ببُرّ و ببَر درآوردن

با درآوردن پدر از خود
گاهی از خود پدر درآوردن

بعد یک هفته کار طاقت سوز
لقمه ای مختصر درآوردن

و به رغم شکست در هر کار
هی ادای ظفر درآوردن

در ستاد حوادث ناجور
از ته دره خر درآوردن

و ادای حمایت از مردم
با حقوق بشر درآوردن

خیر گفتن به پرسش مردم
آخر الامر شر درآوردن

مثل یک برده کفش و جوراب از
پای شیخ قطر درآوردن

یا که در سیرک ها صدا از خود
مثل یک جانور درآوردن

در میادین شهر با اسفند
چشم از بدنظر درآوردن

کندن چرم روکش اتوبوس
شد اگر، شافنر درآوردن

ماهی خشک در دهان بردن
بعد یک هفته تر درآوردن

به خدا بیشتر شرف دارد
به معاش از هنر درآوردن!

**راه‌های عملی و آسان برای شاعر شدن

سید امیر سادات موسوی هم یک شعر دارد درباره اینکه کلا آدمیزاد چه طور کارش به ورطه شعر و شاعری می‌کشد و چه طور می‌توان شاعر شد! او راه‌های متعددی در این باره معرفی کرده است که یکی از آنها فرو بردن کله یک آدم غیر شاعر زیر آب و تا هفتصد شمردن است. مشروح این راه‌های عملی را بخوانید

یک نفر دارد تَه ِ انبار شاعر می‌شود
ضمن ِ دل دادن به یک آچار شاعر می‌شود

یک نفر هم مثل ِ من در حال ِ رفتن روی ِ سِن
موقع ِ سوت و کف ِ حضّار، شاعر می‌شود

در خصوص ِ مولوی بعضی ادیبان گفته اند
«او پس از یک عالمه اِصرار ، شاعر می‌شود»

چون که می داند ندارد آب و نانی شاعری!
عاقبت هم از سر ِ اجبار شاعر می‌شود

بس که اَخبار ِ طرب انگیز دارد مملکت
عاقبت گوینده اَخبار شاعر می‌شود

داخل ِ ایران اگر تعطیل گردد سینما
احتمالاً بعد از آن گلزار شاعر می‌شود

پخش می گردد کلیپی از زلیخا توی ِ شهر
بعد هم آقای ِ پوتیفار شاعر می‌شود

بی سحر هر کس بگیرد روزه در ماه ِ صیام
نیم ساعت مانده تا افطار، شاعر می‌شود

از مسیحایی دم ِ برخی پرستاران ِ ما
در اتاق ِ آی سی یو بیمار شاعر می‌شود

صد عوارض هست در بیکاری ِ نسل ِ جوان
اوّلیش این: آدم ِ بیکار شاعر می‌شود

روزگاری از محبّت خارها گل می شدند
تازگی ها از محبّت، خار شاعر می‌شود

دائماً شعر از گل و بلبل سُراید، آن که او
داخل ِ شلوارک ِ گلدار شاعر می‌شود

ناشری که تا کنون یک بیت از او نشنیده ایم
موقع ِ چاپ ِ همین اشعار، شاعر می‌شود

شعر ِ من یک وِرد ِ جادویی ست! می بینید که!؟
هر کسی آن را کند تکرار، شاعر می‌شود!

هیچ کاری نیست آسان تر ز ِ شاعر ساختن
بعد ِ "شا" یک دانه "عِر" بگذار، "شاعر" می‌شود

کلّه یک غیر ِ شاعر را فرو کن زیر ِ آب
وِل نکن! تا هفتصد بشمار! شاعر می‌شود

**همه اینها سر و ته یک قماشند!

شعر زیر هم از زنده یاد ابوتراب جلی است درباره شاعران. این شاعر زنده‌یاد بدجور پایش را در کفش شاعران کرده است و کلا همه را از فردوسی بگیرید تا شاعران امروز یک قماش و سر و ته یک کرباس دانسته است:

خبر دارد هر آن کس هوشیار است
که شاعر در جهان بی بند و بار است

گذارد با تو گر قول و قراری
نباشد قول او را اعتباری

برای او از این بهتر مثل نیست
که در حرفش نشانی از عمل نیست

بخواند شعرها در وصف معشوق
چه معشوقی که خود ناگشته مخلوق

همان یاری که بهرش اشک بارد
وجود خارجی هرگز ندارد

ببافد یک دو جین ابیات مغلق
به وصف دلبر مجهول مطلق

به وصف مِی بخوان اشعار وی را
خودش هرگز ندیده رنگ مِی را

شنو فرموده خلاق بی چون
که «ما یفعلون اما یقولون»

کند روباه را در شعر خود شیر
قد خم گشته ای را سرو کشمیر

لب همچون لبو را کان شکر
سر همچون کدو را مشک اذفر

زمین شوره را رشک گلستان
«زلیخا کوره » را خورشید تابان

بله جانم! زبان شعر ، این است
چه باید کرد؟ شاعر اینچنین است

ز فردوسی و سعدی و نظامی
بیا تا حافظ و عطار و جامی

به جز اغراق گو چیزی نباشند
همه اینها سر و ته یک قماشند

[ سه شنبه 1393/06/25 ] [ 21:4 ] [ محمد مرفه ]
مربوط به موضوع : متفرقه از دنيای ادبيات                                                                                                                 جهت دانلود پست موردنظر کلیک کنید-حجم تقریبی پست 800 کیلوبایت می باشد

پس از انجام عمل جراحی بر روی رهبر انقلاب، موجی از نگرانی و اندوه بین مردم کشورمان به وجود آمد و به تبع تبلور این احساسات در بین شاعران کشورمان بیشتر نمود داشت و شعرهایی توسط شاعران سروده و دست به دست شد.

این شعرها که در شبکه‌های اجتماعی بسیار پرمخاطب بودند، همراه با عکس‌هایی از ایشان منتشر شد و دلیل دیگری بود بر عشق و محبت مردم ایران و شاعران این سرزمین به رهبرشان. در ادامه مروری داریم بر تعدادی از این شعرها که در این مدت سروده شده است.

رضا احسان پور یکی از شاعرانی بود که بلافاصله دست به قلم شد و شعری خطاب به ایشان سرود:

سلام سیّدِ خوبم؛ خدا نگهدارت
هزار ناز طبیبانه است بیمارت

تمام درد و بلاها به جان من، آقا!
مباد لحظه‌ای اصلاً دهند آزارت

گره‌گشاتر از آنی که کوری گره‌ها
به دست‌های تو افتد؛ کُند گرفتارت

عزیز ملّت ایران، ادامه‌ی خوبان
بیا دوباره به میدان، ببند دستارت

سرت سلامت و جانت دوباره جان‌افزا
بیا که چشم به راه توایم و دیدارت

شعر دیگری که توسط جمعی از شاعران سروده شده، شعری در خصوص مقام معظم رهبری و طلب سلامتی برای نائب الإمام است. این شعر سروده جمعی شاعران گروه «شعر انقلابی مشهد» و به این شرح است:

جان ما را بگیرد آنکه خودش
حفظ کرده همیشه جانت را

خبر رفتن اتاق عمل
کشته از صبح عاشقانت را

...

تو مسیحی و این دل شیدا
به هوایت همیشه مسلوب است

جان عالم فدای نامت! ما
نگرانیم، حالتان خوب است؟

.....

نذر کردم برای بهبودیت
اشکهای محرم و صفرم

سایه ات مستدام آقا جان
ای فدای تو مادر و پدرم

......

از دعاهای مردم ایران
دکترت گفت بهتری آقا

کوری چشم دشمنان حسود
تاهمیشه تو رهبری آقا

.....

تو همینقدر سالمی کافی ست
کور گشته ست چشم بدخواهان

عکس های به روی تختت گفت
چه قدر استواری آقا جان

....

ای ز نسل حسین و کرببلا 
شکر حق فاطمه نشانی تو

بی بصیرت چرا نمی فهمد 
نائب صاحب الزمانی تو

....

خنده ات جان تازه می بخشد
به دلم، پس بخند آقاجان

لطفا از جای خود کمی برخیز
در غم را ببند آقاجان

...

من که سرباز عشقتان هستم
شاعر صاف و پاپتی شما

بهترین عیدی همین شب هاست
خبر سر سلامتی شما

....

ای که ریزد ز وجه تو حسنات
وی قیام و قعود تو برکات

کوری چشم دشمنان حسود
نذرآقا و «رهبرم» صلوات

شاعران این شعر مهدی جلالی ، رضا مشهدی ، علی رضایی ، سید امیر احمدنیا ، مسعود یوسف پور ، محمد جواد ابوتراب زاده و مهدی تدینی هستند.

در میان اشعار بعضی تک بیت‌ها خیلی دست به دست شد و در این توالی و توارد نام شاعرش از یاد رفت و و شعر باقی ماند:

بس که عادت کرده ام بر قامت استاده ات
روی تختی و همین عکس تو من را می کشد

البته در این فرصت کوتاه شاعران از اقوام مختلف کشورمان هم شعر به زبان و لهجه خودشان هم سرودند که یکی از این اشعار، شعری به زبان آذری و سروده بابک قوجا زاده بود. شاعر در این شعر که در ادامه می‌آید برای رهبر انقلاب آرزوی سلامت کرده و قلب هزاران ایرانی را نگران حال ایشان و بسته به لبخندشان دانسته است:

عؤمرون اوزون اولسون اوره یین بویدا
حیاتین شاد اولسون گؤزلرین کیمی
آرخان دا برک اولسون ییخیلماز اولسون
دوشمه نی قورخودان سؤزلرین کیمی

آللاه دان ایسته ریک جان ساغلیغینی
یاشارسان هر زامان اوره ییمیزده
باشیمیز سنینله هر زامان اوجا
سندن دیر خیریمیز ، امه ییمیزده

اوزاق دان اوزاغا الیم چاتماسا
هر گئجه دوعالار یوللارام سنه
گؤره سن نه اولار گؤروش قیسمتی
بیر گونده دولانیب پای دوشه منه

میلیونلار اوره یین رهبری سن سن
سنله سعادته چاتمیشیق هر آن
حققین ، حقیقتین گؤرکه می سن سن
امر ائتسن سؤزونه جانیم دا قوربان

سیاوش امیری هم از شاعرانی بود که در واکنش به این اتفاق شعری سرود:

جان ایـــران! سلام آقـــا جــان
جان به قربان جانـت ای سیـّد!

هــر چه دارم فـدای لبـخـنــدت
زنـده نام و نشــانـت ای سیـّد!

ربع قرنست «امام» من هستی
چو عـزیز عــزیـز رهـــــرایی(عج)

گرچه خورشیـد شیعیان پنهــان
مــاهِ روشن! شمـا که پـیــدایی

آسمـــانِ «نگـــاه» مـــــردم را
ای درخشنده ماهِ خوش سیما

با نگــاهـت همـاره روشن کــن
بخت یارت همـیـشه باد، آقــــا

شُکــر یزدان سلامـتـی مـــولا
«نـذر» خــود را ادا کنم سیــّد!

با سپاس خـــدای بی همـتـــا
من به عهـدم وفـا کنم سیــّد!

عهـــد کردم سلامـتِ جــانـت
صد و دَه ذِکـر یاعلـی(ع) گویم

گــر که گستـاخیم ببخشایـیـد
ذِکــر خود را بسی جَلی گویم

یاعلـی(ع) ذِکـر عاشقان باشد
یاد حیــدر(ع) صفــا دهد دل را

شک ندارم که ذِکـر آن حضرت
می گـُشـایـد کـَلاف مشکل را

شُکــر ایزد که حالتان خوبست
من به شُکرانه شعــر تَر گفتم

سایــه تان مُستدام، پُـر برکت
حـالـیـا درد دل، «پـــدر» گفتم

یکی دیگر از شعرهای بسیار زیبایی که در واکنش به این اتفاق سروده شد نیز در ادامه می‌آید:

بند بند از هم گسست این قلب طوفان دیده‌ام


روی تخت افتاده ای آقای باران دیده‌ام



نذر کردم دردهایت مال من باشد عزیز..

.
درد هایت مال من…انگار درمان دیده ام



قند می ریزد ز لب هایت همه دم رهبرا..


خوشه خوشه بر لبت خرمای کرمان دیده ام



نطق های آتیشنت برده کف از دشمنان..

.
پای نطقت تیغه ی فولاد زنجان دیده ام



تو همان اوجی که بالاتر ز ماه و انجمی


در هوایت صد هزار عباس دوران دیده ام



نذر های من ردیف شعر را تغییر داد...


بهر تو (امن یجیب) از دست قرآن چیده ام



حسن شالبافان از مداحان و شاعران کشورمان هم این شعر را سرود:

خبر آمد که تو بیمار شدی! زار شدم ...

با دلم بر سر بالین تو احضار شدم


قوّت چشم من از قوّت چشمان تو بود

چشم بیمار ترا دیدم و بیمار شدم

شعری زیر نیز یکی دیگر از شعرهای پرمخاطبی بود که بلافاصله سروده و دست به دست شد:

دردت به جان، جان‌به‌لبم کرده‌ای، ببین!


یک‌رنگ رنگ روز و شبم کرده‌ای، ببین!




تو تب کنی، مرده‌ام آقا، به جان تو


مقتول تیغ تاب و تبم کرده‌ای، ببین!




من نذر کرده‌ام که چو شمعی بسوزمت
با یک کرشمه در تعبم کرده‌ای ببین!




شاعر شدند کل جوانان عاشقت
اهل سرودن و ادبم کرده‌ای، ببین!

[ چهارشنبه 1393/06/19 ] [ 19:34 ] [ محمد مرفه ]
مربوط به موضوع : متفرقه از دنيای ادبيات                                                                                                                 جهت دانلود پست موردنظر کلیک کنید-حجم تقریبی پست 800 کیلوبایت می باشد

سیمین بهبهانی و فروغ فرخزاد

با عرض سلام خدمت بازدیدکنندگان محترم وبلاگ اشعار کامل شاعران

حدود دو هفته ای بود که از طرف کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه (ستاد فیلترینگ کشور) اخطارهایی در مورد برخی از اشعار فروغ فرخزاد و سیمین بهبهانی صادر میشد که بنده به دلیل عدم وجود مشکل در اشعار ، هیچ اقدامی برای حذف انجام ندادم ، اما به یکباره تمامی اشعار این دو شاعر از آرشیو وبلاگ حذف شد بدون اینکه دخالتی داشته باشم
همچنان هم علت حذف اشعار رو مطلع نشده ام
حذف این اشعار میتواند توسط دو گروه انجام شده باشد : گروه اول ستاد فیلترینگ کشور و گروه دوم هکرهای محترم
اما به هر حال بزودی اشعار این دو شاعر بزرگ کشورمون بر روی وبلاگ قرار خواهد گرفت

** اشعار فروغ فرخزاد قرار گرفت **

[ سه شنبه 1392/09/19 ] [ 21:19 ] [ محمد مرفه ]
مربوط به موضوع : متفرقه از دنيای ادبيات                                                                                                                 جهت دانلود پست موردنظر کلیک کنید-حجم تقریبی پست 800 کیلوبایت می باشد

به مناسبت فرا رسیدن عید سعید فطر و همچنین درخواست مکرر کاربران

سایت اشعار کامل شاعران

راه اندازی شد

از این پس شما می توانید بدون وارد کردن عبارت blogfa در آدرس ، به این وبلاگ دسترسی پیدا کنید

آدرس سایت اشعار کامل شاعران : www.moraffah.com


برچسب‌ها: سایت اشعار کامل شاعران, اشعار کامل شاعران, وبسایت اشعار کامل شاعران
[ پنجشنبه 1392/05/17 ] [ 19:50 ] [ محمد مرفه ]
مربوط به موضوع : اشعار سایر شاعران                                                                                                                 جهت دانلود پست موردنظر کلیک کنید-حجم تقریبی پست 800 کیلوبایت می باشد

"برای جستجو در اشعار سایر شاعران کلیک کنید"

در این بخش از وبلاگ اشعار شاعرانی رو قرار داده ایم که در قسمت موضوعات وبلاگ اسمشان نیست و زندگینامه و اشعار کاملی را از آنها نداریم

شما می توانید با ورود به این قسمت از اشعار جدید و زیبایشان استفاده کنید

* نکته بسیار مهم : درج اشعار شاعران در این قسمت به معنای کم ارزش بودن کارشان نیست و عبارت "سایر شاعران" حاوی هیچ گونه توهین به این عزیزان نمی باشد

آخرین بروز رسانی : 29/06/1393

  برای ورود به این بخش کلیک کنید 

[ شنبه 1391/09/11 ] [ 17:14 ] [ محمد مرفه ]
مربوط به موضوع :                                                                                                                 جهت دانلود پست موردنظر کلیک کنید-حجم تقریبی پست 800 کیلوبایت می باشد

وبلاگ اشعار کامل شاعران

دوستان عزیز سلام ، به وبلاگ اشعار کامل شاعران خوش آمدید

این وبلاگ حاوی اشعار کامل شاعران پارسی زبان می باشد و تنها در راستای ارتقای فرهنگ کشور عزیزمان ایجاد شده است

شما می توانید از طریق دو لینک زیر شاعر مورد نظر خود را انتخاب کنید

لیست شاعران معاصر     لیست شاعران کهن

 در صورتی که شاعر مورد نظرتان در دو لینک بالا نبود می توانید با استفاده از لینک زیر آنرا پیدا کنید

اشعار سایر شاعران

در صورتی که قسمتی از مطالب وبلاگ مشکل داشت به ما اطلاع دهید تا آن را برطرف کنيم

اشعار هر شاعر در قسمت موضوعات وبلاگ موجود است و می توانید به این قسمت مراجعه کنید

اگر دنبال متن کامل شعری میگردید می توانید قسمتی از شعر را در قسمت جستجوی وبلاگ بنویسید سپس گزینه در این وبلاگ را علامت بزنید و سرچ کنید

در ضمن برای هر شاعر جستجوگر اختصاصی قرار داده شده است که با ورود به قسمت اشعار هر شاعر در بالای تصوير شاعر می توانيد به آن دسترسی پيدا کنيد

همچنین برای رمان دوستان عزیز قسمتی را آماده کرده ایم که می توانند داستان مورد علاقه خود را دانلود کنند. برای ورود به این بخش روی تصویر زیر کلیک کنید

دانلود رمان و داستان

اگر در متن اشعار معنی کلمه ای برای شما مبهم بود می توانید با دوبار کلیک کردن بر روی کلمه موردنظر معنی آن را بصورت آنلاین مشاهده کنید

در صورتی که متن وبلاگ برای شما کوچک می باشد می توانید با استفادهاز دو کلید ترکیبی + ctrl و - ctrl متن را بزرگ و کوچک کنید

در صورتی که اشعار شاعری را می خواهید که در وبلاگ موجود نیست اطلاع دهید تا در اسرع وقت قرار داده شود

شما عزیزان می توانید مطالب وبلاگ را از RSS پیگیری کنید. برای ورود به این قسمت روی عکس زیر کلیک کنید

آر اس اس وبلاگ

همچنین می توانید کد جاوا اسکریپت آر اس اس این وبلاگ را در قالب وبلاگ خود بگذارید تا آخرین مطالب برای بازدیدکنندگان وبلاگتان به نمایش گذاشته شود

برای دریافت کد آر اس اس کلیک کنید

برای ارتباط با مدیر وبلاگ روی تصویر زیر کلیک کنید

ارتباط با مدیر وبلاگ

همچنین عزیزانی که نرم افزار بارکدخوان را در گوشی خود دارند می توانند با اسکن بارکد زیر با مدیر وبلاگ ارتباط برقرار کنند

ارتباط با مدیر وبلاگ

شما عزیزان می توانید با وارد کردن آدرس ایمیل خود در قسمت خبرنامه در بالای وبلاگ از آخرین بروزرسانی وبلاگ باخبر شوید

امیدوارم ساعات خوبی را با شعر ایرانی در وبلاگ شعر بگذرانید

[ پنجشنبه 1390/09/03 ] [ 14:38 ] [ محمد مرفه ]
          صفحه بعد >>


 

  برای جستجو به تفکیک شاعر کلیک کنید

جستجو

در کل وبلاگ

 

در کادر پایین آدرس ایمیل خود را وارد کنید
تا از آخرین بروزرسانی وبلاگ با خبر شوید

تعداد اعضاء : 931 نفر


گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود
گاهی نـمـی شــود کــه نـمـی شــود
گاهی هـزار دوره دعـا بی اجـابت است
گاهی نگفته قـرعه به نام تـو مـی شود
گاهی گدای گدایی و بخت با تـو نیست
گاهی تمـام شهـر گـدای تـو مـی شود

تاریخ افتتاح وبلاگ : 20/01/1390
تاریخ افتتاح سایت : 18/05/1392
تعداد پست : تقریبا 23700
پیج رنک گوگل : 3

عنوان کسب شده : نامزد دریافت نشان زرین و بلورین ششمین جشنواره بین المللی رسانه های دیجیتال در سال 1391

برای مشاهده معنی هر واژه در متن وبلاگ کافیست روی واژه موردنظر دو بار کلیک کنید




تماس با ما

 جهت حمایت از این وبلاگ میتوانید کد
          بنر را در وبلاگ یا وبسایت خود قرار دهید

وبلاگ اشعار کامل شاعران