log

وبلاگ اشعار کامل شاعران
اولین و بزرگترین وبلاگ دربرگیرنده اشعار کامل شاعران پارسی زبان

لیست شاعران معاصر اشعار سایر شاعران لیست شاعران کهن

"برای جستجو در اشعار شاهنامه فردوسی کليک کنيد"

فردوسی

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زاده ۳۲۹ ه‍.ق ، ۳۱۹ ه‍.خ - درگذشت پیش از ۴۱۱ ه‍.ق ، ۳۹۷ ه‍.خ در توس خراسان)، سخن‌سرای نامی ایران و سراینده شاهنامه حماسه ملی ایرانیان. او را بزرگ‌ترین سراینده پارسی‌گو دانسته‌اند. نام و آوازه فردوسی در همه جای جهان شناخته شده و ستوده شده است. شاهنامه فردوسی به بسیاری از زبان‌های زنده جهان برگردانده شده است. در ایران روز ۲۵ اردیبهشت به نام روز بزرگداشت فردوسی نامگذاری شده است.

  آغاز کتاب (12 بخش)

  کیومرث (2 بخش)

  هوشنگ (3 بخش)

  طهمورث

  جمشید (4 بخش)

  ضحاک (12 بخش)

  فریدون (20 بخش)

  منوچهر (28 بخش)

  پادشاهی نوذر (13 بخش)

  پادشاهی زوطهماسپ

  پادشاهی گرشاسپ (5 بخش)

  کیقباد (5 بخش)

  پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران (17 بخش)

  رزم کاووس با شاه هاماوران (12 بخش)

  سهراب (21 بخش)

  داستان سیاوش (22 بخش)

  پادشاهی کیخسرو شصت سال بود

  گفتار اندر داستان فرود سیاوش

  داستان کاموس کشانی

  داستان خاقان چین

  داستان اکوان دیو

  پادشاهی لهراسپ (17 بخش)

  پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود (33 بخش)

  داستان هفت خان اسفندیار (15 بخش)

  داستان رستم و اسفندیار (31 بخش)

  داستان رستم و شغاد (8 بخش)

  پادشاهی بهمن اسفندیار صد و دوازده سال بود (5 بخش)

  پادشاهی همای چهرزاد سی و دو سال بود (7 بخش)

  پادشاهی داراب دوازده سال بود (4 بخش)

  پادشاهی دارای داراب چهارده سال بود (10 بخش)

  پادشاهی اسکندر (47 بخش)

  پادشاهی اشکانیان (21 بخش)

  پادشاهی اردشیر (14 بخش)

  پادشاهی شاپور پسر اردشیر سی و یک سال بود (3 بخش)

  پادشاهی اورمزد (2 بخش)

  پادشاهی بهرام اورمزد (2 بخش)

  پادشاهی بهرام نوزده سال بود

  پادشاهی بهرام بهرامیان

  پادشاهی نرسی بهرام

  پادشاهی اورمزد نرسی

  پادشاهی شاپور ذوالاکتاف (16 بخش)

  پادشاهی اردشیر نکوکار

  پادشاهی شاپور سوم

  پادشاهی بهرام شاپور

  پادشاهی یزدگرد بزه گر (17 بخش)

  پادشاهی بهرام گور (46 بخش)

  پادشاهی یزدگرد هجده سال بود (4 بخش)

  پادشاهی قباد چهل و سه سال بود (2 بخش)

  پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود (12 بخش)

  پادشاهی هرمز دوازده سال بود

  پادشاهی خسرو پرویز (76 بخش)

  پادشاهی شیرویه (6 بخش)

  پادشاهی اردشیر شیروی (2 بخش)

  پادشاهی فرایین

  پادشاهی پوران دخت

  پادشاهی آزرم دخت

  پادشاهی فرخ زاد

  پادشاهی یزدگرد (17 بخش)

 

  برای ورود به بخش شاهنامه صوتی فردوسی کلیک کنید


برچسب‌ها: فردوسی, اشعار فردوسی, شعر, اشعار شاهنامه, شاهنامه, اشعار شاهنامه فردوسی, شاهنامه صوتی
[ چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۴/۰۸ ] [ 17:44 ] [ محمد مرفه ]


به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد
خداوند نام و خداوند جای
خداوند روزی ده رهنمای
خداوند کیوان و گردان سپهر
فروزنده ماه و ناهید و مهر
ز نام و نشان و گمان برترست
نگارندهٔ بر شده پیکرست
به بینندگان آفریننده را
نبینی مرنجان دو بیننده را
نیابد بدو نیز اندیشه راه
که او برتر از نام و از جایگاه
سخن هر چه زین گوهران بگذرد
نیابد بدو راه جان و خرد
خرد گر سخن برگزیند همی
همان را گزیند که بیند همی
ستودن نداند کس او را چو هست
میان بندگی را ببایدت بست
خرد را و جان را همی سنجد اوی
در اندیشهٔ سخته کی گنجد اوی
بدین آلت رای و جان و زبان
ستود آفریننده را کی توان
به هستیش باید که خستو شوی
ز گفتار بی‌کار یکسو شوی
پرستنده باشی و جوینده راه
به ژرفی به فرمانش کردن نگاه
توانا بود هر که دانا بود
ز دانش دل پیر برنا بود
از این پرده برتر سخن‌گاه نیست
ز هستی مر اندیشه را راه نیست

[ چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۴/۰۸ ] [ 17:25 ] [ محمد مرفه ]


کنون ای خردمند وصف خرد
بدین جایگه گفتن اندرخورد
کنون تا چه داری بیار از خرد
که گوش نیوشنده زو برخورد
خرد بهتر از هر چه ایزد بداد
ستایش خرد را به از راه داد
خرد رهنمای و خرد دلگشای
خرد دست گیرد به هر دو سرای
ازو شادمانی وزویت غمیست
وزویت فزونی وزویت کمیست
خرد تیره و مرد روشن روان
نباشد همی شادمان یک زمان
چه گفت آن خردمند مرد خرد
که دانا ز گفتار از برخورد
کسی کو خرد را ندارد ز پیش
دلش گردد از کردهٔ خویش ریش
هشیوار دیوانه خواند ورا
همان خویش بیگانه داند ورا
ازویی به هر دو سرای ارجمند
گسسته خرد پای دارد ببند
خرد چشم جانست چون بنگری
تو بی‌چشم شادان جهان نسپری
نخست آفرینش خرد را شناس
نگهبان جانست و آن سه پاس
سه پاس تو چشم است وگوش و زبان
کزین سه رسد نیک و بد بی‌گمان
خرد را و جان را که یارد ستود
و گر من ستایم که یارد شنود
حکیما چو کس نیست گفتن چه سود
ازین پس بگو کافرینش چه بود
تویی کردهٔ کردگار جهان
ببینی همی آشکار و نهان
به گفتار دانندگان راه جوی
به گیتی بپوی و به هر کس بگوی
ز هر دانشی چون سخن بشنوی
از آموختن یک زمان نغنوی
چو دیدار یابی به شاخ سخن
بدانی که دانش نیاید به بن

[ چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۴/۰۸ ] [ 17:25 ] [ محمد مرفه ]


از آغاز باید که دانی درست
سر مایهٔ گوهران از نخست
که یزدان ز ناچیز چیز آفرید
بدان تا توانایی آرد پدید
سرمایهٔ گوهران این چهار
برآورده بی‌رنج و بی‌روزگار
یکی آتشی برشده تابناک
میان آب و باد از بر تیره خاک
نخستین که آتش به جنبش دمید
ز گرمیش پس خشکی آمد پدید
وزان پس ز آرام سردی نمود
ز سردی همان باز تری فزود
چو این چار گوهر به جای آمدند
ز بهر سپنجی سرای آمدند
گهرها یک اندر دگر ساخته
ز هرگونه گردن برافراخته
پدید آمد این گنبد تیزرو
شگفتی نمایندهٔ نوبه‌نو
ابرده و دو هفت شد کدخدای
گرفتند هر یک سزاوار جای
در بخشش و دادن آمد پدید
ببخشید دانا چنان چون سزید
فلکها یک اندر دگر بسته شد
بجنبید چون کار پیوسته شد
چو دریا و چون کوه و چون دشت و راغ
زمین شد به کردار روشن چراغ
ببالید کوه آبها بر دمید
سر رستنی سوی بالا کشید
زمین را بلندی نبد جایگاه
یکی مرکزی تیره بود و سیاه
ستاره برو بر شگفتی نمود
به خاک اندرون روشنائی فزود
همی بر شد آتش فرود آمد آب
همی گشت گرد زمین آفتاب
گیا رست با چند گونه درخت
به زیر اندر آمد سرانشان ز بخت
ببالد ندارد جز این نیرویی
نپوید چو پیوندگان هر سویی
وزان پس چو جنبنده آمد پدید
همه رستنی زیر خویش آورید
خور و خواب و آرام جوید همی
وزان زندگی کام جوید همی
نه گویا زبان و نه جویا خرد
ز خاک و ز خاشاک تن پرورد
نداند بد و نیک فرجام کار
نخواهد ازو بندگی کردگار
چو دانا توانا بد و دادگر
از ایرا نکرد ایچ پنهان هنر
چنینست فرجام کار جهان
نداند کسی آشکار و نهان

[ چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۴/۰۸ ] [ 17:24 ] [ محمد مرفه ]


چو زین بگذری مردم آمد پدید
شد این بندها را سراسر کلید
سرش راست بر شد چو سرو بلند
به گفتار خوب و خرد کاربند
پذیرندهٔ هوش و رای و خرد
مر او را دد و دام فرمان برد
ز راه خرد بنگری اندکی
که مردم به معنی چه باشد یکی
مگر مردمی خیره خوانی همی
جز این را نشانی ندانی همی
ترا از دو گیتی برآورده‌اند
به چندین میانجی بپرورده‌اند
نخستین فطرت پسین شمار
تویی خویشتن را به بازی مدار
شنیدم ز دانا دگرگونه زین
چه دانیم راز جهان آفرین
نگه کن سرانجام خود را ببین
چو کاری بیابی ازین به گزین
به رنج اندر آری تنت را رواست
که خود رنج بردن به دانش سزاست
چو خواهی که یابی ز هر بد رها
سر اندر نیاری به دام بلا
نگه کن بدین گنبد تیزگرد
که درمان ازویست و زویست درد
نه گشت زمانه بفرسایدش
نه آن رنج و تیمار بگزایدش
نه از جنبش آرام گیرد همی
نه چون ما تباهی پذیرد همی
ازو دان فزونی ازو هم شمار
بد و نیک نزدیک او آشکار

[ چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۴/۰۸ ] [ 17:24 ] [ محمد مرفه ]
          صفحه بعد >>


درج اشعار شما در وبلاگ

  برای جستجو به تفکیک شاعر کلیک کنید

جستجو

در کل وبلاگ

 

در کادر پایین آدرس ایمیل خود را وارد کنید
تا از آخرین بروزرسانی وبلاگ با خبر شوید

تعداد اعضاء : 994 نفر


گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود
گاهی نـمـی شــود کــه نـمـی شــود
گاهی هـزار دوره دعـا بی اجـابت است
گاهی نگفته قـرعه به نام تـو مـی شود
گاهی گدای گدایی و بخت با تـو نیست
گاهی تمـام شهـر گـدای تـو مـی شود

تاریخ افتتاح وبلاگ : 20/01/1390
تاریخ افتتاح سایت : 18/05/1392
تعداد پست : تقریبا 24100
پیج رنک گوگل : 3

عنوان کسب شده : نامزد دریافت نشان زرین و بلورین ششمین جشنواره بین المللی رسانه های دیجیتال در سال 1391

برای مشاهده معنی هر واژه در متن وبلاگ کافیست روی واژه موردنظر دو بار کلیک کنید




تماس با ما

 جهت حمایت از این وبلاگ میتوانید کد
          بنر را در وبلاگ یا وبسایت خود قرار دهید

وبلاگ اشعار کامل شاعران